روزهای تولد
سلام گل نازم
تولدت مبارک
روز دختر مبارک
توی این عکس نازنین زهرای ما دقیقا 4 ساله شد.1394/5/21 ساعت 50 : 14

واسه روز تولدت خیلی برنامه ها ریخته بودیم. رفتیم کلی بادکنک خریدیم و باد کردیم که کلیش ترکید
فقط همین قدرش موند:

قرار شد که مهمونی مخصوص من و تو و بابایی و داداشی باشه بعد بریم بچه های توی کوچه هم صدا کنیم بیاند برقصند و شادی کنند کلی هم کیک و سمبوسه بهشون بدیم. بابایی که ظهر رفت سر کار
اون روز عصر هیچ بچه ای هم توی کوچه نبود
گفتیم اشکال نداره خودمون حسابی بازی و شادی میکنیم. که دوستام زنگ زدند گفتند میایم خونتون من و تو هم خوشحال که بالاخره دو سه تا مهمون داریم. اما...
یکی از دوستام آبجی اش را هم با خودش آورده بود. آبجی دوستم هم عزادار بودند 20 روز بود که برادر شوهر جوانش تازه فوت کرده بود و تازه داغدیده بودند و ناراحت.
یعنی من و تو کلی خودمون و میخوردیم. من بیشتر دلم واسه تو میسوخت . اما بالاخره اونقدر هم بد نگذشت . من کیکم و آوردم و تو فوت کردی. اما کار دیگه ای نکردیم. حالا خوب بود چند روز قبل تولد برات گرفتیم. وگرنه خیلی بد میشد.
چند روز بعد از تولدت رفتیم بیرون و یه کم تلافی روز تولدت شد. حسابی بازی کردی و عکس گرفتیم:

داداشی هم حسابی شیطونی کرد

این روز ها خیلی بزرگ شدی دختر عزیزم. خیلی خانم شدی. اتاقت و خودت مرتب میکنی. تو خیلی از کارهای خونه کمکم میدی. یه کمی روابط اجتماعی ات بهتر شده که هنوز هم باید تلاش کنی. تا حالا 9 تا از سوره ها ی قرآن یاد گرفتی ( حمد ، توحید ، ناس ، فلق ، عصر ، نصر ، فیل ، کوثر ، قدر ) هنوزم در حال یادگیری هستی. خیلی موقع ها با من و بابایی همکاری میکنی. هر چند بعضی وقتا که خسته ای یا خوابت میاد داغونمون میکنی
. ولی اشکال نداره بزرگ تر میشی درست میشی. ما همه جوره عاشقتیم. هر لحظه و هر جا به این فکر کن که هر سن و هر جا و هر جایگاهی داشته باشی من و بابایی عاشقتیم



روزهای تولد 




