نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

نازنین زهرای ما

بالاخره حرف زدی

نازنین زهرای عزیزم. تو امروز بالاخره توی کلاس حرف زدی همیشه خانم معلمت ناراحت بود که سر کلاس حرف نمیزنی.  امروز وقتی اومدم سر کلاست خانم معلمت خیلی خوشحال بود. تو سوره های زیادی یاد گرفتی و خانم معلم هروقت ازت سوال میپرسید سوره هارو خیلی خوب جواب میدادی خانم معلمت هم از این نظر ازت راضی بود اما خودت تنهایی حرف نمیزدی.امروزمیگفت نازنین عالی بود امروز با بچه ها تکرار میکرد و حرف میزد. فکر کنم اونم به اندازه ی من خوشحال بود.  شاید این کار تو واسه مادر های دیگه عادی باشه اما واسه من که ناراحت سکوت تو سر کلاس بودم یک قدم رو به جلو هست و بابت این خدارو شکر میکنم. ...
29 تير 1394

باز هم خدارا شکر

امروز مامان جون رفت پیش دکتر. دکتر تشخیص داد که بیماری مامان جون خطرناک نیست و باعمل خوب میشه. خدایا شکرت . داشتم از نفس می افتادم. خدایا شکرت ...
16 تير 1394

برای دلم ، بخاطر مادرم

مادرم..... بهترین همدمم .......... در این روزها خبر بیماریت دیوانه ام میکند. مگر می شود....؟؟ همیشه تو را کوه محکمی میدانستم در برابر تمام سختی ها. و حال اینگونه بی حالیت و نا امیدیت مرا تنهاترین انسان روی زمین میکند. خدایا... مگر میشود تنها امید تو باشی و نا امیدی مرا بگیرد؟؟؟؟!!!! ...................................................................................................................................................... پ ش این شبها: اگر ...... بریدی اگر....... نشستی اگر .........شکستی تورا به حرمت مولایمان قسم یادت نرود. حتی...
16 تير 1394

نقاشی دایی حسین و چراغ راهنمایی

دختر گلم دیروز این نقاشی و کشیدی. خودت میگی اون آقای سمت چپ دایی حسینه که داره با گوشیش از چراغ راهنمایی عکس میگیره. اون ماشین دومیه از سمت چپ هم ماشینشه. الآن که داری نگاه میکنی نقاشی و داری بهم میگی چرا خورشیدم اومده پایین؟؟!!!!!!!! ...
27 ارديبهشت 1394

اولین ها

سلام دختر نازم امروز صبح که رفتم کتابخانه کارت عضویت کتابخانه ی شما هم صادر شده بود. این اولین کارت شخصی تو هست. کللللللللللللللللللی ذوق کردم. آخه این اولین باره که تورو مستقل میبینم. امروز هم وقتی اومدم مهدکودک دنبالت خانم معلمت بهم یه کاردستی داد که هنر دست خودت بود. این کاردستی هم اولین کاردستی تو هست. اینجا که کاردستی رو دیدم میخواستم فقط بگیرمت و محکم بچسبونمت به قلبم و یه بوس خیلی خیلی محکمت کنم. ...
22 ارديبهشت 1394

التماس دعا

سلام امروز روز پدر بود ، خیلی خوبه که روز پدر و مادر هست تا ما یادمون نره چطوری بزرگ شدیم. امشب پدر بزرگ نازنین زهرای عزیزم برای چندمین بار بیمارستان بستری شد. برای وصف بعضی صحنه ها فقط میشه یه چیزی گفت :                           (( خیلی سخته )) و بعد اشک ریخت. من ممطمئنم وقتی کسی از ته دل واسه کس دیگه دعا کنه برآورده میشه. حالا اومدم که ازتون بخوام فقط واسم یک کلمه نظر بگذارید. فقط میخوام  وقتی واسه خوب شدن آقاجون علامه ی نازنین زهرا دعا میکنم با تمام وجود بگید : ((     آمین ...
12 ارديبهشت 1394

بابایی روزت مبارک

کودکی، دخترکی موقع خواب ، سخت پاپیچ پدر بود و از او میپرسید : زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت : زندگی یعنی عشق .... دخترک با سر پرشوری گفت : عشق را معنی کن؟؟ !!!! پدرش داد جواب: بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت : پدرم... عشق اگر بوسه بُود بوسه هایم همه تقدیم تو باد ....! ...
11 ارديبهشت 1394